شعر: وقتی تو آمدی
وقتی تو آمدی
آه ای بهار سبز 
بر دشت های یخ زده اینک سلام کن
نجوا به گوش درختان سر به خواب
دلتنگ آمدنت ، اندکی شتاب
در کوچه باغهای پر از شوق فصل سبز
یک قاصدک ، خبرت را رسانده است
یک زحمتی برای تو دارم ، بهار خوب
وقتی تو آمدی
در بین راه ، قاصدکان را سلام ده
با بلبلان بگو ، که بخوانند شعر عشق
یک قطره نور معرفت ، بچکان گوشه های چشم
با چشم بسته نتوان نور را که دید
با کودکان بگو ، بنوازند ساز عشق
بر چهره ها بنشان ، خنده های شوق
با مادرم بگو ، نگزد گوشه های لب
دیگر پدر نزد پشت دست خویش
باور کند که شب تار ، رفتنی ست
با مردمان بگو ، نسپارند راه خشم
نفرین رها نموده ، کمی هم دعا کنند
خورشید را که نماند به زیر ابر
با کهکشان تو بفرما در این زمان
شاید که یک ستاره شود سهم مردمان
رنگی بزن ، به قامت این باغ پر امید
عطری فشان ، به ساحت گل های مهربان
یک بوسه ، غنچه گل را به رسم عشق
تا بشکفد بسان گلی در حریم باغ
با ابر هم بگو که ببارد به شهر ما
با چتر ، بسته شود از سر وفا
از گونه ها بزدا رد هر چه اشک
با عاشقان بگو که دگر فصل عاشقی ست
ای سبزه ها به در ایید این زمان
ای رود ها بخروشید بی امان
ای دست ها بفشارید دست مهر
دامن ز لاله بپوشان حریم دشت
ای مهر ایزدی ، به در آ از ستیغ کوه
آه ای طبیب طبیعت
بهار نو
ما چشم بر رهان زمستان چشیده ایم
مرهم بنه به زخم ، که هجران کشیده ایم
با نسخه ای ز مهر ، بفرما که قرص ماه
درد نگاه خسته ما را دوا کند
لطفی نما ، نسیم سحر ، هر طلوع صبح
با نور چشم مرا شستشو دهد
صد رود آبی و جاری روانه کن
تا اشتیاق دیدن دریا نشان دهد
باران نویس تا که بشوید غبار غم
قوس و قزح ، که نوازش کند دو چشم
یک یاکریم ، تا بپراند مرا ز خواب
آغوش مهر تا بگشایم به آفتاب
با ماهیان حوض ، ز دریا سخن بگو
آیینه هدیه کن تو سرانجام جستجو
آنک برای بسته لبانم به رسم عشق
لبخند و شکر و سلامی روانه کن
عطری فشان که پر از بوی عاشقی ست
آن نغمه ای که تمنای تازگیست
برخاطرات تلخ که بر جان نشسته است
شهدی ز جام گذشتت ، حواله کن
با یاد او دل ما را جوانه زن
بر خوان دوست ، دست طلب را روانه کن
با شاپرک بگو بپرد گرد شمع دوست
با شعله هم ، که نیفتد به بال عشق
دیگر نشان خانه ما را به خنده ده
بر سفره ها بنشان هفت سین پاک
زین پس تو روزگار مردم ما را چو سکه کن
سبزی نشان به ساحت دل های یخ زده
سیبی به دست منتظر مردمان بده
سیمای مهربان رفیقان به خنده باز
دل را به سوی سعادت روانه ساز
سرشار کن تو لحظه ما را ز یاد او
سرخی نشان به گونه این مردمان خوب
اینک بهار پاک
این لحظه های ناب
تحویل سال نو
آغاز زندگی
با صد دعای خیر
با یاد مهر او
تقدیم یار باد